خرید بک لینک
صبا داشت تعریف می کرد که یکی از دوستاش ریاضی فیزیکش ضعیفه، و صبا هم بهش پیشنهاد کرده که بیاد خونهمون و باهاش کار کنه. بعد دوستش فقط در همین ابعاد از من میدونسته که بیوتکنولوژی میخونم و دبیرستانم فر

برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: شنبه 12 مرداد 1398 ساعت: 13:30

وقتی The Fault in Our Stars رو دیدم، کلاس دوم دبیرستان بودم فک کنم. در هر صورت کلا درکی نداشتم که چرا آگوست از فراموش شدن میترسه. الان ولی، کاملا درک میکنم. یکی از بزرگترین چیزایی که میخوام، اینه

برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: شنبه 12 مرداد 1398 ساعت: 13:30

دلم میخواد بنویسم، از همه چیز.از این که دوس دارم رانندگی یاد بگیرم، از این که امروز سر مراسم بلهبرون حمید، یه تکه از گوشت مرغ رو داشتم میجویدم و هی میجویدم و هی میخواستم قورت بدم و نمیشد و صبا ک

برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: شنبه 12 مرداد 1398 ساعت: 13:30

کابوس تازهام اینه که مهرسا بزرگ شه، یه بلاگر معروف شه، و یه روز بیاد بنویسه که «وقتی ۵ سالم بود، عمهام بهم میگفت یکم آروم باشم، و انقدر زیاد حرف نزنم و از اون به بعد من دیگه نتونستم خودم رو دوست دا

برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: شنبه 12 مرداد 1398 ساعت: 13:30

و عزیزم، توی تابستون نوزده سالگیم، وقتی که بالاخره توی اتاقم بودم (چقدر پسوند مالکیت میتونه زیبا باشه)، به چمدون صورتیم که پر از لباس بود، و من هم حتی تصمیم نداشتم که خالیش کنم چون دو ماه دیگه باز

برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: شنبه 12 مرداد 1398 ساعت: 13:30

من فک کنم هیچ وقت به این موضوع این جا اشاره نکردم، یا اگه اشاره کردم سطحی بوده، ولی پاییز امسال، کلش به دیدن How I met your mother گذشت. به شکل دقیق تر این که من هر روز از اون شکنجه گاه روحی که بقیه ب

برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: شنبه 12 مرداد 1398 ساعت: 13:30

من بهت میگم که اولین کراش زندگیم پسرداییم بود. به شکل واقعا احمقانهای. بهت میگم که یکی از مهمترین دلایلی که بیوتکنولوژی رو به پزشکی ترجیح دادم، این بود که میخواستم اگه یه روز کسی از پسرم پرسید

برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: شنبه 12 مرداد 1398 ساعت: 13:30

و عزیزم، واقعا به ندرت زندگیم انقدر شلوغ بوده. به ندرت انقدر به چیزای مختلف مجبور بودم فک کنم. نمیدونم نوشتن میتونه کمک کنه یا نه. میدونم که همهی اینا برای اینند که تمیز بشم، و میدونم که لازمند

برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: شنبه 12 مرداد 1398 ساعت: 13:30

تو روز بینهایت سختی رو گذروندی، ولی من به خاطر این که در نهایت مامان و صبا با هم قهر نیستند و به خاطر این که با مهرسا قایم موشک بازی کردم و رفتم دنبالش و دیدم خودم رو روی تخت انداخته و چشماش رو محکم

برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: شنبه 12 مرداد 1398 ساعت: 13:30

کلی غر زدم راجع به این که کلا چرا این ظلم همیشگی هست نسبت به زنان، افرادی که حالا به هر دلیلی طرفدار نظامند ولی لزوما ناپاک نیستند، و کلا، همه چی. ولی واقعا دیدم توی یه پست هیچوقت نمیگنجه. صرفا به ع

برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: شنبه 12 مرداد 1398 ساعت: 13:30

صفحه بندی